یاران
عجز و لابه نکنم از خطر دور و زمان به تمنای وصالش گذرم از دو جهان
سخن عابد و موبد نکند چاره ی دل چو ببینی تو صفایش همه را کرده نهان
سرخوش و خرم و آماده ی هر بحرانی برسانم دل خود را به رخش در سامان
سر شوریده ی من در طلب شور و سخا دائما میدود و خنده زند بر ماهان
حجر او می بردم لحظه به لحظه تنها غزل وصل عزیزش کشدم تا مهران
یاد یاران سفر کرده که بردش ز برم همه را زنده کند ناز کشم تا پایان
به صفا و کرمش دامن او می گیرم به امیدی که صدایم بکند با شاهان
ما گدایان رخ پور ولایت هستیم خواندنش خانه نشینان گدا را آسان
برسی یاسر غمدیده به وصلش آخر اگر آن شور سحرگاه برسانند یاران
یاد
امشب به سرم هوای یاران افتاد اندوه رفیقان به سرم باز افتاد
این خاطره های دلکش آن دوران در ذهن مشوشم چه اسان افتاد
شیرینی لحظه های آن فوز عظیم انگار همین جاست که در جام افتاد
گوئی که دوباره زنده شد آن ایام دوران خلوص و عاشقی باز افتاد
آن سفره و شهرداران بسیجی را کو کو پست ومقامی که پر از راز افتاد
شیرینی و شهد حمله های مجنون در این گذر خدعه چو بیرون افتاد
آن پاتک و این تک به سرای صدام خارج نشود زه سینه ها جا افتاد
از فکه و میمه و خروشان اروند بوی سحر و عاشقی ام باز افتاد
افسوس خورد یاسر دیوانه که چون آن شور و شعف ز سینه اش جا افتاد
سلام بر شما سرافزان عزیز ازاده
خیلی خوشحال شدم از اینکه خدمت رسیدم و عرض ادب کردم .... واقعا ما در برابر از جان گذشتگی های شما عزیزان مدیون هستیم .
خوشحال میشیم اگه به کلبه ما هم سر بزنید . در ضمن نظر جنابعالی در رابطه با تبادل لینک با ما ؟؟
نماز روزه قبول ....التماس دعا
سلام
زیبا و دلنشین بود. ممنون.