خاطرات اسارت

خاطرات جنگ؛ اسارت و آزادی

خاطرات اسارت

خاطرات جنگ؛ اسارت و آزادی

عاشورا در اسارت

عاشورا- زخم عشق  

 بخش دوم: 

 

از هر آسایشگاه 10 الی 15 نفر را صدا کردن و به محوطه بیرونی اردوگاه بردند و شروع به زدن دوباره کردند. همه ما را مجبور کردند بلوزهای زرد رنگ را درآورده تا عراقی ها به راحتی بتوانند با کابل هائی که سیمهای آنها را لخت کرده بودند بدنهای بچه ها را زخم کنند. وقتی عراقی ها بدن بچه ها را با نبشی و کابل خون آلود می کردند و هرکس به طریقی فریاد می زد و "یا حسین" می گفت، به فکر صحنه عاشورا و بچه های امام حسین افتاده بودم و عراقی ها را همان یزیدها می دیدم و به راحتی میتوانستم ماهیت این سربازان یزید زمان را درک کنم. این امر تحمل این شکنجه ها را آسان می کرد. بچه ها احساس غرور می کردند که توسط اعقاب یزید شکنجه میشوند و به خود می بالیدند که تا این حد به امام حسین علیه اسلام نزدیک شده ند و یک زجر را تحمل می کنند. این احساس قرابت و نزدیکی چنان نیروئی به بچه ها می داد که تمامی این دردها و زجر ها را به راحتی تحمل می کردند و با عشق امام حسین و ائمه اطهار علیهم السلام عراقی ها را به زانو در می آوردند.

آنشب ما را به دو سلول انفرادی که به سختی جای 4 نفر می شد بصورت وحشتناکی جا دادند و تا مدتی سراغ ما نیامدند. تعدای از بچه ها بیهوش شدند و خون بچه ها کف سلول را پوشانید.

گرمای هوا بیداد می کرد و بچه ها یکی یکی درحالی که ذکر می گفتند از حال می رفتند. حوالی نیمه شب دوباره درها را باز کردند و عده ای از بچه ها را به سلول دیگری انتقال دادند. گوئی فهمیده بودن که در این حالت حتماً عده ای از بچه ها شهید می شدند و تصمیم گرفته بودند اجازه دهند بچه ها کمی نفس بکشند.

فردای آن روز که روز عاشورا بود قبل از آمار گیری همه ما را از سلولها بیرون آوردند و با همان بدنهای زخمی و پر ازخون و عریان ما را به صف کرده و جلو تمامی آسایشگاه ها گرداندند تا بقیه بچه ها درس عبرت بگیرند. خیلی از بچه ها با دیدن سر و صورت خون آلود و پشت های زخمی ما اشک از چشمانشان سرازیر می شد و به آرامی و زیر لب برایمان دعا می کردند. بعضی از بچه ها خیلی شوخ بودند و سعی می کردند در هر حال به بچه ها روحیه بدهند و با گفتن جملات خنده دار سعی می کردند به دیگران روحیه بدهند. عراقی ها بیش از یک هفته این نمایش را تکرار کردند و اوقات هواخوری را از بچه ها گرفتند و سهمیه غذا و نان را نیز به نصف رساندند. شاید اگر امروز کسی به آسایشگاه 5 اردوگاه رمادیه سری بزند خون بچه ها را هنوز به در و دیوار آنجا بخوبی مشاهده کند.

تمامی این شکنجه ها روح معنوی بچه ها را به شدت تقویت می کرد. عبادت های بچه ها با اندام های خون آلود جذابیتی خاص داشت و از طرف دیگر صمیمیتی عجیبی را بین بچه ها بوجود آورده بود که شاید نتوان نمونه آن را دوباره یافت. خلوص، تقوا، پاکی و معنویت در سایه این سختی ها تبلوری عینی پیدا کرده بود و جوی بوجود آمده بود که هیچ اثری از خودخواهی، غرور؛ تعصب، نیرنگ نبوده و یا بوی متعفن نفاق نمی داد.

نظرات 6 + ارسال نظر
[ بدون نام ] سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 11:21 ق.ظ http://helal.blogsky.com/

موفق باشی

آژانس ایران خبر سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 11:33 ق.ظ http://www.iran-newsagency.com

آژانس ایران خبر در راستای خبررسانی و انتشار اخبار دقیق فعالیت می کند.
در آژانس ایران خبر می توانید علاوه بر دسترسی به اخبار ایران, جهان و خاورمیانه از صفحات مختلف: فرهنگی, هنری, علمی و تکنولوژی , سرگرمی, فیلم و صوت و... دیدن کرده و لینک کنید.
از کلیه دوستداران خبرگزاری آژانس ایران خبردعوت می کنیم از این پس برای مشاهده آژانس ایران خبر به این آدرس مراجعه کنند:
آدرس خبرگزاری:
www.iran-newsagency.com
لطفا مارا لینک کنید
جهت عضویت در سایت به آدرس زیر مراجعه
کنید و عضو شوید
http://groups.google.com/group/iran-ina


[ بدون نام ] سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 11:41 ق.ظ

Vaghe’an dari blof mizani

خوب! حقیقت را شما بگوئید. ما شنونده خوبی هستیم.

[ بدون نام ] سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 01:01 ب.ظ

shoma?

شما بگوئید شما؟ ما که در حال معرفی خویش هستیم.

البته می گویند کسانی که علاقه ای به معرفی خود ندارند انگار چیزی آنها را می آزارد. آیا اینگونه است در مورد شما؟؟!!

[ بدون نام ] چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 10:41 ق.ظ

خود آقای عبدالهی میداند که من کی هستم می توانید ازش بپرسید در ضمن من این نظرات را مستقیما برای ایشان می فرستم نه کس دیگر.

اول سلام


بعدش اینکه من کسی هستم که وقت آپ کردن وبلاگ آقای عبدالهی را دارم. ضمن اینکه نظرات را ایشان نیز می خوانند. اما چون تا ده روز در کنیا و غنا هستند. این ماموریت را به من سپرده اند. اگر اعتراضی دارید به خودش بگوئید.


البته ...


رویا

[ بدون نام ] چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 11:16 ق.ظ

Really? I know it as btter than you and there is no need any recommendation by you

!!up kasi hai? mera ka jun bahut koda kahenat hai

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد